|
افسانه چشمان تو غريب است مانند بركه اي نا آرام ودرحال گريز كاش نقاش چيره دستي بودم تاجنگل سبز چشمان تورا به تصوير مي كشيدم. من التماس نگاهت رابا مظلوميت تمام فرياد كردم وهر شب نوشته هاي عريانم را در كوچه پس كوچه هاي خلوت شهر به دست نسيم صبحگاهي سپردم هرشب از راز چشمان تو نوشتم و تورا با قلمم به شهر بت رساندم ودست آخر از نامه گذشتم.كاش امشب بغض آسمان با بغض دردآلود من همدرد شود تاغم از دست دادن تورا با نواي غريبانه اي به اوج فلك برسانم و چشمان اشكبارم را در عزاي بي تو بودن در گورستان تنهايي سبكبار كنم. دلم يك همدرد مي خواد قلمم همدرد است اما هر چه مي نويسم تو را فراتر از نوشته هايم مي بينم واي قلمم كم كم مي ميرد ومن مي مانم و بغضي كه در گلو به شيداييم دامن زده است. وقتي نمي آيي و خورشيد بي وفاي چشمانت در پس ابرها غروب مي كند نماز آيات ميخوانم شايد توبيايي اما دردي گريبانگير سرنوشت من و توست كاخ كاغذي ما را آب و باد برد. اول دبستان بودم كه نوشتم:آب, باد, باران............ ***شادي ام ديدن رويت بود نه نوشته اي كه فريبم دهد*** ***من انسان نخستين نيستم كه وجودم تشنه تكلم باشد***
دختري از دوست پسرش پرسيد : من خوشگل هستم يا نه ؟ پسر گفت : نه !! گفت دوستم داري يا نه ؟ پسر گفت : نوچ !! گفت : اگه بميرم برام گريه ميکني؟ پسر گفت : اصلا !! دختره چشماش پر از اشک شد و ديگه هيچي نگفت !! پسره بغلش کرد وگفت : تو خوشگل نيستي بلكه زيبا ترين هستي ... تورودوست ندارم بلكه من عاشق تو هستم ... اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم ...
من نمي دانم دل باران گرفته ات را چه شبنمي مداوا خواهد کرد و کدام عابر پياده براي غريبي چشمانت اشک خواهد ريخت.
سنگ صبور رفيق من سنگ صبور غم هام به ديدنم بيا كه خيلي تنهام مجنونم و دل زده از ليلي ها خيلي دلم گرفته از خيلي ها نمونده از جوني هام نشوني پير شده ام پير تو اي جووني اگر بياي همون جوري كه بودي كم ميارن حسودا از حسودي صداي سازم همه جا پر شده هر كي شنيده از خودش بي خوده اما خودم پر شدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه سايه اي كه خالي از عشق و اميد هميشه محتاج به نور خورشيد تنهاي بي سنگ صبور خونه ي سرد و سوت و كور توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست اگر چه هيچ كس نيومد سري به تنهاييت نرد اما تو كوه درد باش طاقت بيار و مرد باش
اميد شنيدم خسته ای ! بيزار از زمانه ! خسته از فريب ! زخم خورده از بديها ! آری..... شنيدم! اما ديشب ... ديدم فرشته ای را که پيامی برای تو داشت فرشته ای با لباس بنفش! چشمان آبی... محو تماشايش شدم که ناگهان چنين گفت: به اميد بيانديش ...به شقايق ... به سرخی رز قرمز... به سفيدی برف ...به زلالی چشمه ... به سخاوت باران ... به پاکی شبنم ...به درخشندگی خورشيد... تو از سیاهی ها گذر خواهی کرد ... نور منتظر توست ... تنها يک قدم ... همت کن ! همت...
ساده تر از آب و اما راز ! فاش مي گويم .... بشنو و هيچ مپرس... از ميان شما خواهم رفت... جوري كه هرگز نبوده ام... در ميان مه غليظ جاده هاي زندگي گم خواهم شد... اين دنياي پر فريب با همه زيبايي هاي آن ارزانی شما! و آنگاه! دوست دارم هرگز اثري از من بر جاي نماند! و هرگز نامي از من برده نشود! فراموش شوم.... غريب...غريب...غريب اینه سرنوشت من
و بعد از رفتنت... شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني ، تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهاييم روئيد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي: دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي و من تنها براي ديدن تنهايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشم هايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا ؟شايد خطا كردم و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد كه من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت درياچه بغض كرد كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد و من با آنكه مي دانم تو هرگز ياد مرا با عبور خود نخواهي برد هنوز آشفته ي چشمان زيباي تو ام برگرد ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت: تو هم در پاسخ اين بي وفايي بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت و پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
" شيرين وفرهاد " روزي كه خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم !
دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان ميروم و انگشتانم را بر پوست کشيده ي شب مي کشم چراغ هاي رابطه تاريکند چراغ هاي رابطه تاريکند کسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد کرد کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردني ست ...
. با غرش ابر با قطره اشک با جوشش اب دستی می نویسد دوستت دارم در بیکران دور بر سنگ سخت گور با جوهر سرنوشت دستی نوشه بود : آرامگاه عشق
انکه در تنها ترین تنهاییام تنهایه تنهام گذاشت ای خدا در تنها ترین تنهاییاش تنهایه تنها نذارش من میخوامت حالا .....
فکر می کردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای و اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم و اشکهای خداحافظی را برای رسیدن به تو پا پیش گذاشتم خودم را قسمت کردم تو را سهم تمام رویاهایم کردم انصاف نبود...! تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم پس چرا زودتر از تکیه تکیه شدنم جوابم نکردی...؟؟ چرا...؟؟؟؟ برای خداحافظی خیلی دیر است...! خیلی دیر...!
|
About![]()
نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد.به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد.تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو.بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو.بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 Links
دلشکسته تنها |