|
ریشه در خاک
انکه در تنها ترین تنهاییام تنهایه تنها می خواد بذاره ای خدا در تنها ترین تنهاییاش تنهایه تنها نذارش من هنوزم خاطرشو میخوام
دوباره داد میکشم درون غربت تنم حصار ها شکسته اند خودم حصار بودنم چگونه باورت کنم که با خودم غریبه ام عجیب نیست سوختنم درون آتش تنم شکسته قامت دلم شبیه قاب آینه کمی نگاه میکنم به آینه که این منم؟؟ سفر نکرده ام که تا ستاره آسمان شوم تویی دلیل این چنین به خاک تن نشستنم برای هجرتم ز تو دلیل تازه ای نبود جز اینکه من مسافرم رسیده وقت رفتنم
ای آرزوی خسته دیگر مخواه از نو تا دست تو ببوسیم تو در کنار ساحل ما در میان دریا غرقآب کی گذارد دست تو را ببوسیم در ذهن ما.............. شکستنم را هر گز نخواهی دید . . . اما تو صدایش را بشنو !!! در سکوت و خاموشی.... غارتگر!... لبخندم را پس بده می خواهم بخندم به غرور خرد شده ام به مادرم به پدرم به همه ی لاف زنان به واژه عشق به دوستت دارم مگر از شما ها چه کم دارم شاید زیادی ساده ام شاید به نرخ روز نان نمی خورم و شاید هم حق با شماست اشک سهم من است
عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن من برای سالها مینویسم
با من وداع کن و به پشت سرت نگاه نکن هرچند در کنار تو روزهای خوشی را پشت سر گذاشتم افسوس!من آن نیستم که بتواند با تو سر کند. اگر کسی از حال و روز من پرسید بگو زمانی با من بود اما هیچ گاه دستش به ابر ها و خورشید نرسید نمی توانم به ابرها دست بزنم یا به خورشید برسم
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو ای کوه پرغرورمن سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم روشنترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من
اینو با خون خودم سرخ کردم تا بدم به بهترینم
دیگه با بهونه هات با من تو لجبازی نکن هی منو عذاب نده ، موش و گربه بازی نکن آخه مردم دیگه از این انتظار دلتو به رد شدن از عشق من راضی نکن بی صدا میری و میای ، فکر می کنی نمی بینم؟ دیگه با من این همه قایم موشک بازی نکن چند وقته هی داری تو امروز و فردا می کنی آخه بسه دیگه انقدر تو طنازی نکن نکنه که شک داری هنوزم تو به عشق من اگه اینجوریه پس دیگه شکاکی نکن حرف آخرم اینه می خوام بگم دوست دارم پس دیگه از این به بعد با قلب من بازی نکن
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
کاش این احساس را نداشتم کاش می فهمیدم کودکیم با آن شیطنتها در آن خانه قدیمی خواهند پوسید کاش می دانستم روزی همین روزها خواهند پوسید کاش تنها نبودم کاش می دانستم آن گلهای رنگارنگ داوودی که در بعد از ظهر جمعه ایی غمگین با آن همه دقت جدا کردیم خواهند پوسید کاش به من می گفتی....... میراثی از آن روزها برایم نمونده کاش می دانستم آن چشمانی که در روزی سرد در دامنه کوه به من گفتن دوستت دارم خواهند پو سید چرا به من نگفتی گلهای داوودی کی پوسیدن؟ آن چشمها کی از من دریغ شدن؟ کاش تنها نبودم .............کاش تنها نبودم
یا تا حالا عاشق نشدند و یا کسی رو که دوست داشتند از دست دادند کسانی که عشق خودشونو از دست دادند فکر میکنند که همه چیزشونو از دست دادند. کسانی که عشق شونو از دست دادند هر روز به فکر راهی برای خودکوشی می اندیشند. ولی کسی که عشق شو از از دست داده نباید بگه که عشق دروغه چون عشق دروغ نیست و خود اونا هستن که رسم عاشقی و بلد نیستن . پس عشق دروغ نیست که هیچ . واقعیت محض است سعی کنین کسی رو دوست داشته باشین که لیاقت عشق شما رو داشته باشه عاشق کسی باش که عاشقت باشه .
آمدی و گفتم که رفتند غمهایم و زدی عاشقانه بوسه ای بر لبهایم پس چرا کردی خزان بهار عشقمان را پشت کردی به عهدمانو غمی افزوده شد به غمهایم ماه ها می گذرد از آخرین دیدار تو من ولی در راه خود همچو قبل تنهایم دیر زمانیست ماندم جدا از کاروان زندگی میخزم در کنج خانه با همه غمهایم چشم من هرگز ندیدست یک یار پاک و مهربان هست همدم و مونس تنهایی من اشکهایم
آنقدر زيبا و بزرگ بود كه با ديدنش به دنياي كوچيكم خنديدم عشق او تنهايي را از من گرفت و زندگي را به من آموخت حالا دگر براي خنده هام دليلي داشتم و براي گريه هام شانه اي چه شبهايي كه با مست شدن از جام نگاهش گرم آغوشش مي شدم و چه روزهايي كه دست در دست او در آسمان خيالش به پرواز در مي آمدم او شد تمام من و من شدم ذره اي از تمام او وقتي ستاره اي برايم فرستاد مي دانستم از او دور خواهم شد آري آن نشانه اي بود از جانب حوا و من غرق در روياي آدم بودن چه شبهايي كه بي مهتاب روز گشت و چه روزهايي كه در تنهايي وسكوت شب گرديد و حال دوباره من بر گشته ام ولي اين بار تنها براي تو و نه هيچ ستاره اي دوست دارم تمام ستاره هاي قلبم در مقابل نور عشق تو خاموش باشند اي ماه من اي خدا . . .
تورا گم كرده ام امروز و حالا لحظه هاي من گرفتار سكوتي سرد و سنگين اند و چشمانم كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نمي داني چه غمگين اند عصاي دست پيري بود برايم دستهاي تو چراغ روشن شب بود برايم چشمهاي تونمي دانم چه خواهد شد فقط بي تاب و دلگيرم كجاماندي كه من بي توهزاران بار در هر لحظه مي ميرم
ستاره ای خاموشم ، مهتابی بی نورم ، عاشقم ولی یک عاشق تنهایم... منم همان چشمه گل آلود ، غنچه خشکیده ، بهار برگ ریزان ، با دلی خسته و پریشان.... منم همان ساحل نا آرام ، بی قرار ، چشم انتظار ، انتظار موجی عاشق که به سوی من بیاید و یک ذره از خاک وجودم را با خود در دل دریا ببرد .... من همان مرد تنهایم که در کوچه پس کوچه های زندگی فریاد میزنم که خدایا من تشنه محبتم! کجاست محبت ؟ همانطور که کویر ، آرزوی قطره بارانی را دارد ، من نیز ماننده کویر آرزوی یک ذره محبت را دارم.... دلم از بی محبتی سوخته و شکسته است ، نیاز به یک ذره محبت دارد ، اما کجاست همان یک ذره محبت ؟ ترانه ای بی صدایم ، شعری بی قافیه ، پرنده ای پر بسته ، همانی که در قفس نشسته! خاموشم و سرد ، مثل پاییزم و پر از درد .... آری من همان مرد تنهایم که در خیال خودم به عشق بودن یاری به نام تنهایی در کنارم برای خالی شدن و شکسته شدن بغض در گلویم فریاد میزنم کجایی محبت؟ کجایی که من آرزویت را دارم
آب مي خواهم، سرابم مي دهند عشق مي ورزم عذابم مي دهند خود نميدانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟ خنجري بر قلب بيمارم زدند بي گناهي بودم و دارم زدند دشنه اي نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمي پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه بيداد آمد داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام عشق اگر اينست مرتد مي شوم خوب اگر اينست من بد مي شوم بس کن دل نابساماني بس است کافرم ديگر مسلماني بس است
دلم گرفت از اين همه ديوار كه مرا از تو دور ميكند دلم گرفت از اين همه كوچه كه بن بست است بگذار سر راهت تنهاترين منتظر باشم تا تو هم تنها ترين خاطره سبز من باشي غم ها يم از ان خودم و شاديهايم از ان شما
می میرم برات نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که می دونستی که من میمیرم برات می میرم برات نمی خواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم گفتی من میرم تو می خواستی بری تا فرداها گل خوشگلم برو راهی نیست تا فرداها از آب و گلم از آب و گلم گل خوشگلم اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز دوباره بساز از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو تو بازم برو نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی آرزوم بشی نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که می دونستی که من میمیرم برات
نمی دانم چه می خواهم خدايا: به دنبال چه می گردم شب و روز چه می جويد نگاه خسته من .چرا افسرده است اين قلب پر سوز . ز جمع آشنايان می گريزم به کنجی آرام و خاموش نگاهی غوطه ور در تيرگيها به بيمار دل خود می دهم گوش. گريزانم از اين مردم که يا من به ظاهر همدم و همرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم به صد پيرايه بستند
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز می میرم از پا می افتم به تو گفتم خودمو می کشم و پر می زنم تو آسمونا بگو گفتم یا نگفتم ... ! به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات ! چشاتم تنهام گذاشتن حالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس خالی تو و من بگو گفتم یا نگفتم !؟ مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره... ! حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده واسه این نفس بریده ..........
|
About![]()
نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد.به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد.تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو.بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو.بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 Links
دلشکسته تنها |