|
میگی........پايم خواب رفته
آنقدر کف دستهايم را سمباده می کشم
ومن اين گونه با خدايم حرف زدم............... از خدا خواستم که غرور را از وجودم بردارد، و خدا گفت نه گفت که برداشتن آن کار او نیست، بلکه من باید خودم از آن دست بکشم از خدا خواستم تا به من صبر وبردباری عطا کند، و خدا گفت نه گفت که صبر و بردباری از تحمل مصائب و مشقات به دست می آید نمی توانم آن را عطا کنم؛ باید خودت آن را کسب کنی از خدا خواستم به من شادی بدهد، و خدا گفت نه گفت که او برکات را می دهد، شادی را خودم باید داشته باشم از خدا خواستم درد و رنج را از سر راهم بردارد، و خدا گفت نه گفت رنج و مشقت تو را از مشغولیت های دنیوی دور می کند و بمن نزدیکتر می سازد از خدا خواستم که روح مرا رشد دهد، و خدا گفت نه گفت که من خودم باید رشد کنم، او فقط مرا هرس می کند تا بیشتر میوه بیاورم از خدا خواستم تا کمک کند تا دیگران را دوست داشته باشم ، به همان اندازه که او مرا دوست دارد و خدا گفت خشنودم که سرانجام چشم دلت باز شد
اگر يك بار ديگر مي زيستم سخن كمتر مي گفتم بيشتر گوش مي سپردم دوستانم را به شام دعوت ميكردم بي آنكه نگران لكه هايي كه بر فرش افتاده يا مبلي كه رنگ و رويش رفته است باشم اگر يك بار ديگر مي زيستم دوستت دارم هاي بيشتر و مرا ببخشيدهاي بيشتري مي گفتم بر سر چيزهاي كوچك تا اين حد برافروخته نشو نگران آن نباش كه چه كسي تورا دوست ندارد و چه كسي بيشتر از تو مال جهان دارد ويا ديگران چه مي كنند بيا در عوض ازبودن در كنار آنان كه دوستمان دارند لذت ببريم بيا تا به آنچه خدا به ما داده بيانديشيم زندگي كوتاه تر از آن است كه بگذاري از كنارت بگذرد زندگي تنها يك لحظه با ماست و آنگاه رفته است
هر كه رفت ....
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد. بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند و تنها عشق مرا رها مي کند
کنارت نشستم و محو تماشای تو شدم، به عمق چشمانت فرو رفتم، چه دنيای زيبايی را در پشت پرچين نگاهت زندانی کرده ای.
صفحات دفتر عشق را ورق زدم در دیارعشق بال وپر زدم رو به نیلوفری دریای عشق آوازها خواندم تا عاشق شدم.
برو مسافر من برو سفر به سلامت نگو که روز ديدار ميمونه تا قيامت تا وقتي زنده هستم منتظرت ميمونم برو خدا به همرات درد بلات به جونم اين لحظه هاي اخر بگو ميموني پيشم از فکر رفتنت دارم ديوونه ميشم ميخوام به دورت امشب پروانه وار بگردم به اين اميد که شايد بگي که بر ميگردم ارزو دارم همیشه با تو بمونم
روزي که به دنيا آمدم صدايي در گوشم طنين افکند که تا اخر عمر بامن خواهد ماند! گفتم کيستي؟ گفت : غم . خيال ميکردم غم نام عروسکي است که ميتوان باآن بازي کرد. ولي حالا فهميدم که : خود عروسکي هستم بازيچه ي دست غم
ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره
چون غروب خیلی قشنگه تو خود خود غروبی چی بگم قحطی واژه ست هر چی هستی خیلی خوبی
بیا سوار غصه رو رواسب خستگی ببین ببین شدم یه خاطره فقط همین فقط همین ببین بهار عشقمون پر از گلهای پرپره غم، جفت مهربونتو به باغ گریه می بره
و چه زيباست تجربه ي عشق با تمام ناکامي هايش تنها به اميد آن لحظه ........ که آيا فردا ميرسد؟اگه اين جوري باشه که من ميميرم
بعد از من هر كه تو را ببوسد روي لبت نهال كوچك انگوري خواهد ديد كه من كاشته ام
قانون عشق: یک پسر با یک نگاه از یک دختر خوشش میاد وعشق از طرف اون شروع میشه تا جایی که زندگیش رو پای عشقش میذاره اما دختر باور نمی کنه چون یک چیزهایی دیده و شنیده تا دختر میاد پسر رو باور کنه پسر دلسرد و خسته میشه میره با یکی دیگه بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه میره طرفش اما پسر رو با یکی دیگه میبینه اینجاست که میگه: حدسم درست بود و اشتباهی رو میکنه که قبلا کرده بود و همه چیز از بین میره
خیلی خیلی خیلی........................... کاش خودت بودی می دیدی که چقدر بی تو غریبم اینجا من تنهاترینم , مونسم سنگ صبور توی تنهایی شکستن , سهم این کوه غرور بی تو دل گم میشه تو شب بی تو دل خیلی غریب
شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم, تنها, از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت, غمی افزود مرا بر غم ها
و یکی مثل من. معلوم نیست کجای این کره خاکی ایستادم. فقط به تنگ ماهی کوچولو خیره شدم. و همیشه غم تو فضای بارونی دلم در حال قدم زدن است.
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يک بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستی
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني چون تنها ترين مصراع شعر مني دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني خاطرات مني دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني با چه زبونی بهت بگم عاشقتم؟؟؟عشق را با تو شناختم و محبت را در چشمان تو یافتم تقدیم به کسی که به خاطر او زنده ام.
چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی من اگه توی دنیا دو تا امید داشته باشم اولی خداست دومی تویی بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی ندارد با این وجود از ته دل میگویم دوستت داررررررررررررررررررررم عزیزم در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تقدیم به عزیز دلم
دلم گرفته آسمون، نمی تونم گریه کنم شکنجه می شم از خودم، نمی تونم شکوه کنم انگاری کوه غصه ها، رو سینه من اومده آخ داره باورم می شه، خنده به مانیومده دلم گرفته آسمون، از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی، یه عمر که دربه درم حتی صدای نفسم، می گه که توی قفسم من واسه آتیش زدنت، یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون، یه کم من و حوصله کن نگو که از این روزگار، یه خورده کمتر گله کن من و به بازی می گیرن، عقربه های ساعتم برگه تقویم می کنه، لحظه به لحظه لعنتم آهای زمین، یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره، یه آدم شکسته تن آهای زمین، یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره، یه آدم شکسته تن
عشق را تن پوش جانم می کنی از گل سایه بانم می کنی ای صدای عشق در جان و تنم آن سکوت ساکت و تنها منم من پر از اندوه چشمان توام آشنایی دل پریشا توام آتش عشق تو در جان من است عاشقی معنای ایمان من است کی به آرامی صدایم می کنی از غم دوری رهایم می کنی ای که در عشق و صداقت نوبری کی مرا با خود از اینجا م توي اين دور و زمونه دوتا عاشق ديوونه يكيشون ستاره شب اون يكي دشت جنونه يكيشون به جنس الماس اون يكي از جنس نوره
خیلی دوست دارم عزیزم تقدیم به عزیزترینم
مي خوام عاشقت نباشم مي گن اين يه اشتباهه
چنین با مهربانی خواندنت چیست ؟ بدین نا مهربانی راندنت چیست ؟ بپرس از این دل دیوانه من که ای بیچاره عاشق ، ماندنت چیست ؟
يكـي از غــم ميـگه و اون يكـي از خستگياش يكي از جدايـي و اون يكي دلــبستــگيــــاش يكي دلگـرفته و اون يكـي بـغضـه تو گلـــوش يكي مجنون شده و ديوونه و بي عقل و هوش يكـي بــال و پــر شكسته است، نمي تونه بپره يكـي از دنيـا سيـره همــش به فكــــر سفــره يكـي چشــم انتظــاره، ولــي يـارش نمـيـــاد بـه يـادش مـي خوابـه حتي به خوابش نميـاد كسـي كــه عـاشــق بشــه عاقـبتـش جــدايـيه مگه عـاشـقي گناهــه؟ جــرم عـاشـقـا چـيـه؟ چـرا دنـيـا بــي وفــاســت نـامـهـــربـــونـــه! واسه چی این جوری بمونه
|
About![]()
نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد.به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد.تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو.بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو.بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 Links
دلشکسته تنها |