|
تو بهانة قشنگي كه هميشه زنده باشم به هواي ديدين تو پر شعر تازه باشم همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم كه تو را ببينم اما ز فراغ تو شكستم شب و روز من تو بودي گل هميشه بهارم دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم همه زندگي برايت غزل و ترانه گفتم ز خيال سبز رنگت به خدا شبي نخفتم نظري به اين گدا كن كه به غصه ات دچار است گل عشق من كجايي كه ... تو بيقرار است عزیزم دیوانه وار دوست دارم
How I needed you I know you didn't want to leave Somehow I knew you would leave me this way In my dreams I can see you I still feel the pain And somehow I knew you could never, never stay برای همیشه پیشم بمون
قط برای توست این دربه دری
التماس دستانش.... شرمي پنهان را ، از خواهش چشمانش....مخفي مي كرد.... با دستاني لرزان چهره اش را پوشاند.... دختري ...كه تنهايي را زندگي مي كرد و عشق را مي زيست ..... و لبخند را مزه مزه كنان با تمامي وجود خلق می کرد او نام اهلي را اعتماد كرده بود..... لبهاي لرزانش را محكم گرفت.... چشمانش را فشرد....تا بي ملاحظه اشكهاي ناخواسته اش .... اسيدوار نقابش را ذوب نكند..... تا سكوت مطلق اتاقك خودرواش .... از هق هق گريه هايش مبهوت نشود.... غروري پنهان در اعماق دلش ....فرياد زنان بي اعتنايي را تمنا مي كرد..... اما لبان لرزان و خاموشش .... بي صدا..... ترانه اي را هجي وار زمزمه مي كرد.... " گريه نمي كنم نرو..... آه نمي كشم بشين.... حرف نمي زنم بمون..... بغض نمي كنم.... ببين...!!!" ..... و گويي كسي بود... كه بي صدا مي مرد..... دختري ...كه تنها مي گريست...... و مردي...!! كه تنها مي رفت.... زير باران..... واژگون در مخوف احساساتي غريب ... به سوي دره اي كه مرگي سرخ را نويد مي داد..... 3 ماه بعد.... مردي برگشت...... اما 3 ماه قبل... دختري مرده بود....... بي خداحافظي......بي هيچ سخن.... بي هيچ كلام....شايد از خشمي خاموش.... محكوم شده بود........ تنها..... به جرم... عشقي مبهم و غريب... چشماني خيس.....دلي نگران.... و نگاهي منتظر... او مرده بود.....و خاطراتش نيز..... او در زمانها مدفون بود...و.... چشمانش هنوز... اميدي گنگ را در انتظار... به غم مينشست... اميد به مرگ تمامي خاطراتي كه زماني بودنش را سندي بودند.... مرگ لبخندها..مرگ دروغها يي صادقانه....مرگ صداها.... مرگ تنهاييش....مرگ دلتنگي اش....مرگ زندگي اش..... اما.... اي كاش... اين اميد... نا اميدش مي كرد..... "دختر هزار لبخند" "de'jeuner du matin
il a mis le cafe' dans la tasse...
il a mis le lait dans ls tasse de cafe' il a mis le sucre dans le cafe' au lait.... avec la petit cuiller il a tourne'.... il a bu le cafe' au lait ....et il a repose' la tasse .... sans me parler.... il a allume' une cigarette ....il a fait des rondes avec la fume'e... il a mis les cendres dans le cendrier.... sans me parler...... sans me regarder.... il s'est leve....il a mis son shapeau sur sa te^te .... il amis son manteau de pluie.... parce qu'il pleuvait.... et il est parti.... sous la pluie..... sans une parole...... sans me regarder.... et moi.... j'ai pris......ma tete dans ma main.... et j'ai pleure'... "jacques prevert" "صبحانه " در فنجانش قهوه ريخت..... در فنجان قهوه اش شير ريخت.... سپس... به شير قهوه اش مقداري شكر اضافه كرد...و با يك قاشق كوچك آنرا هم زد... او كمي از شير قهوه اش را نوشيد... و بعد فنجان را سر جاي خود گذاشت..... بدون اينكه به من نگاهي بيندازد..... سيگاري روشن كرد.... دود سيگار را حلقه حلقه ای بیرون میداد...... خاكستر را در جاسيگاري ريخت... بي آنكه به من نگاهي بياندازد و حتي "سخني بگويد" از جايش برخاست ....كلاهش را بر سر گذاشت.... باراني اش را به تن كرد....چون هوا باراني بود....و رفت.... به زير باران.... بدون هيچ سخني..!... حتي مرا نگاهي نكرد.... و من ....... سرم را ميان دستانم گرفتم .... و ... گريستم....... ترجمه اي آزاد ازشعر صبحانه اي در يك روز صبح اثر بسيار ساده و روان و ماندگار از "ژاك پرور" شاعر فرانسوي ...
عاشق شدم ... عاشق دختری که صداقت در رفتار و گفتارش موج می زد . عاشق دختری که هر شب در خواب دنبال اثری از او می گشتم . عاشق دختری که حرف های عاشقانه اش در وجودم رخنه می کرد . عاشق دختری که برق دو چشمایش حواس را از هوش و ذهنم می برد . عاشق دختری که نور سیمای سپیدش عشق را درتمام وجودم تلالؤ می داد . عاشق دختری که در رویاهایم همیشه دنبال نگاه وصدای از سوی اومی گشتم . عاشق دختری که حرف هایم را همیشه مانند گوهری دروجودش نگه می داشت . عاشق دختری که خم ابروان زیبایش مرابه خم کوچه های بی پایان عاشقی می برد . عاشق دختری که با خنده من می خندید وباگریه من اشک ازگونه هایش جاری می شد . عاشق دختری که صدایش طنین دل نواز بادبهاری درلابه لای برگ ها رابه یادم می آورد . عاشق دختری که جا پای قدمهایش را هر کجا می رفتم کنار پاهای خسته ام احساس می کردم . عاشق دختری که وجودش را هر شب بااینکه خیلی از من دور بود پیش خودم احساس می کردم . عاشق دختری که حتی با رفتنش هم مرا از عاشقی خسته نکرد و مرا باور دا اون دخترتویی فرشته مونم .
سلام به قلبهایی که سلام به قلبهایی که مانند این گل خون گریه میکنند گریه میکنند . فرشته نذار از گریه بمیرم.
کسي که بي من ماند /کسي که با من نيست //کسی که.............//دگر کافیست يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه مي شکنه يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ، يه لب خندون ، يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشي ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معني ميدن
رفتي خاطرهاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما من به ياده تو شكستم غير تو كه دوري از من دل به هيچكسي نبستم هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياده من باش وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش اگه باشي با نگاهت مي شه از حادثه رد شد مي شه تو آتيشه عشقت گر گرفتنو بلد شد اگه دوري اگه نيستي نفس فرياده من باش تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياده من باش فرشته تا ابد باهاتم و به یادت
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
بین این همه غریبه تو به آشنا می مونی حرفای تلخی که دارم من نگفته تو می دونی من پر از حرفای تازه عاشق گفتن و گفتن تو با درد من غریبه اما تشنه ی شنفتن صدای ترد شکستن مثل گریه با صدامه تلخی هق هق گریه طعم تلخ خنده ها مه گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخمای کهنه منه تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه ململ ابری دستات پر رحمت مثه بارون ساکت نجیب چشمات پر غربت بیابون واسه این تن برهنه ناز دست تو لباسه حس گرم با تو بودن مثل رویا ناشناسه مثل حس کردن و دیدن عاشق منظره هایی دشمن ساده و پاکه پرده ی پنجره هایی گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخمای کهنه منه تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه تقدیم به تو که بهترینی به امید دیدار روزی که مال من باشی
به نام در هم شکننده کاخ جدا یئها خدایا اگر دوست داشتن گناه است پس چرا دوست داشتن را در بین انسانها قرار دادی چرا عشق را با محبت و جدایی را با ترحم و نفرین پایه گذاری کردی . چرا معشوق را تنها دلدار و غمخوار عاشق قرار دادی ،چرا معشوق را در شبهایی تنهایی و مستی و عشق را در آغوش عاشق قرار دادی ،چرا لباس معشوق را ساقی تشنگی عاشقی کردی چرا معشوق را چنین دلی بی قرار دادی . چرا زمانه می خواهد دو دلدار ،غمخوار و دو عاشق را از هم جدا کند . عاشقان که در میکده عشق خمار و بی خبر از همه جا در عالم خود هستند ای کاش زمین دهان باز می کرد و مرا می بلعید تا من از همه غم و غصه آزاد می شدم ولی افسوس که معشوق عاشقان من با همه این غمها و سختی ها دوست دارم و فقط تو را باور می کنم و به تو تنها دلدارم اعتماد دارم چگونه فراموش کنم تو را دوست دارم . چگونه فراموش کنم تو را که با خیال زمزمه هایت زسینه ام چگونه فراموش کنم تو را که سایه نگاهت همیشه در خیال من بوده است. فرشته دوست دارم.
اینو بدون فرشته
چون این دنیا اینقد کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه..
|
About![]()
نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد.به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد.تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو.بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو.بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 Links
دلشکسته تنها |