|
ومن در ژرف ترین جای دنیا هستم جائي كه هيچكس نيست جایی پر از من و یاد تو و تنهایی جائي برای شنیدن سکوت گرم زمستانی و من منتظرم برای دیدن روی ماه تو در انتظار آمدن تو چه زیباست امید فردایی در کنار تو و سفر به جزیره مهربونی ها با تو نوازش دستان گرمت دیگرهیچ ... دل کوچکم در دریای دل تو غرق شده است و سبز ترین سبز دنیا تقدیم به تو و باز هم امید و دیگر هیچ ... تو خواهي آمد آن شب که پلک دلم پرید، می دانستم آمدنت نزدیک است و قلبت را به من هديه كردي من آن شب نگاهت را از اعماق وجود درک کردم دروغ نگویم ، آن شب تو ماه بودی ماه تر از ماه شب چهارده و دیگر هیچ .
امشب از اون شب هایی که دلم گرفته و بدجوری دلم برای تو و خودم تنگ شده . گفتم برای تو ، آره ، برای تویی که یه روز مهربون ترین مهربون دنیا بودی . اما ، اما حالا خیلی بد شدی ، عوض شدی ، نا مهربون ترین نامهربون دنیا شدی . راست می گن که آدم ها گاهی وقت ها دلشون واسه خودشون تنگ می شه . من دلم هوای اون روزهارو کرده . تو رو بهونه می کنه . خسته شده . از صبح تا شب گریه می کنه . می خوام بگم : آره ، این دل من دیوونه شده . فکر کنم یه جورایی مرده دیگه . اما من منتظرم که شاید خدا لطفی کنه و توی نامهربونو مثل اون روزها مهربون کنه . همزبون کنه . آره ، تنها ترین تنهای دل اسیر من کنه .
امروز اومدم بگم که من دیگه کم آوردم . دیگه خسته شدم . هر کاری می کنم مثل این که سرانجام و فرجام خوبی نداره ؟ تا امروز فکر می کردم که معنی عشق رو می دونم ! اما حالا ... بدجوری دوست دارم که معنی عشق را بفهمم ؟ خیلی بد که آدم تو خودش گم بشه ، اما من دیگه به این زودی ها پیدا نخواهم شد . من عجیب در کار خود مانده ام . آره ، من گم شده ام . کمکم کنید !!!!!!!!!!!!!! آره ، من را پیدا کنید .
با این که اصلا دوست نداشتم ، با این که باید خلاف میل باطنی ام حرفی به زبان می آوردم ، با این که دلم به من می گفت : اما و باز هم اما ... چه کنم که من تو را این اندازه دوست دارم ؟ هیچ موقع لحظه خداحافظی را دوست نداشتم و از آن نفرت داشتم . اما انگار لحظه پایانی من و تو نزدیک است . انگار خط پایان ما ، همین امشب است ! نتوانستم که ... ولی گفتم : برو . برو و دیگه پیش من نیا ! دیگه یاد من هم نکن . من و تو نمی خواستیم برویم ، ولی سرنوشت ما را مجبور به جدایی کرده است . ما باید برویم . راه دیگری نیست ! چه بی رحم و نامهربان شده این زمانه سنگ دل ! چه باید کرد ؟ ایا ماندن ؟ یا رفتن ؟ یا ... ؟ نمی خواستیم و خواستیم . نمی رفت و نمی رفتم . مانده بودیم در اشک و سرما . بیا ...نه ، نه ، نیا ، برو ... برو . خواهش می کنم . باز هم به هم گفتیم : ما باید برویم . ولی نمی شد رفت . پس چه باید کرد خدای من ؟ کمک کن . ای خدای مهربون : ما را بیش از قبل یاری کن . آری ، ما کمک می خواهیم
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد وسعت حيرانيم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من ديده ي بارانيم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي غربت پنهانيم را حس نکرد آن که با آغاز من مأنوس بود لحظه ي پايانيم را حس نکرد
مینویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد با تو از روز ازل خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد مینویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد با تو از روز ازل خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد تو که نیستی از خودم بی خبرم کی بیاد و کی بشه همسفرم دل من از تو جدا نیست این هوا بی تو هوا نیست چی بگم از کی بگم دیگه غم یکی دو تا نیست دستم از دست تو دور این شروع ماجراست روز و شب هفته و ماه قصه های غصه هاست گفتم ز غمت ای یار بی تاب و توانم از عشق تو دل کندن هرگز نتوانم گفتی منم آن خسته ی افتاده در بند گفتم که نهم در عشق من هستی و جانم بگو یا رب چه بد گفتم چه بد کردم که نزد در خویشتن را دیو و دد کردم بجز عشقی که دردش را به من دادی به من یا رب چه بخشیدی که رد کردم فقط در عاشقی یا رب مدد گفتم شدم عاشق تمنای مدد کردم به حرفم گوش کن یا رب به دردم گوش کن یا رب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یا رب شب مستی اگر یک تُوبه بشکستم سحر تکرار تُوبه سر به سر کردم به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم تحمل در عذاب جزر و مد کردم برایم آتش دوزخ فرستادی برایت لاله ها را در سبد کردم گرفتی جامه ی فخر مرا از من صبورانه کله را از نمد کردم نشانم ده اگر یک مور آزردم اگر یک دانه گندم را لگد کردم مرا یا رب نمی خواهی گناهس و اگر نفرین به این دنیای بد کردم
تو تنها خورشید افق دریای قلبم هستی که به آن گرما و روشنی بخشیدی وقتی چشمات هوای گریه داره غم تو دلم قد دو صد هزاره نمیتونم غم تو رو ببینم شادی برام گل توی شوره زاره بیا بریم به شهر آشنایی پا بزاریم رو قهر و رو جدایی ما نباید مثل دوتا غریبه باز بخونیم آواز بی وفایی برای گفتن من شعر هم به گل مانده نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده هر سال روز تولدت،از آسمان برایت گل رُز می چینم و در گلدان یادت می گذارم. با گلبرگ های انتظارم شمع می سازم از اشک های گرم شمع،ترانه ی ((دوستت دارم))می سازم و زیر لب برای خوشبختی دلت دعا میکنم! حسرت دیدن نگاهت، در شب تولدت،سخت ترین درد دنیا ست، که بر قلبم نشسته. ولی حس می کنم،دلم در حسرت نگاهی از توست که برای کس دیگری نمی خندد و بیقرارش نیست. شاید امسال برای تولدت از آسمان پروانه چیدم! درمنی و اینهمه زمن جدا با منی و دیدهات بسوی غیر بهر من نمانده راه گفتگو تو نشسته گرم گفتگوی غیر غرق غم دلم به سینه می تپد با تو بیقرار و بی تو بیقرار وای از آن دمی که بیخبر زمن برکشی تورخت خویش از این دیار سایه توام بهر کجا روی سر نهادهام به زیر پای تو چون تو در جهان نجسته ام هنوز تا برگزینمش بجای تو شادی و غم منی به حیرتم خواهم از تو...در تو آورم پناه موج وحشیم که بی خبر ز خویش گشته ام اسیر جذبه های ماه گفتی از تو بگسلم...دریغ ودرد رشته وفا مگر گسسنتی است؟ بگسلم ز خویش و از تو نگسلم عهد عاشقان مگر گسستنی است؟
تفاوت دخترا با پسرای ایرونی!
.: :.
تو مي آيي! دلم تنگ است و مثل قطره اشكي پر از حزن است و بي رنگ است چه غمگينم... ...و اما قطره اشكم مثال قطره اي شبنم به هنگام سحرگاهان ميان ناله هاي من به روي گونه ام جاري ست جاي تو خالي ست... ...و اما جام اندامم شبيه شمع سوزنده مداوم در تب و سوز است چه جانسوزست... تو مي آيي تو مي آيي و من را از تب و حزن جدايي مي كني آزاد به مانند زميني بعد يك باران چه خوش من مي شوم آباد تو مي آيي و دستم با دو دست مهربانت خوب مي گيري و من آرام... باز مي گريم! شکیبا
اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست حرف دلتو بفهمه كسي هست كه براي ديدنت روزشماري كنه
اگه با دیدن من غم رو دلت جون می گیره .................................................. اگه با بودن من باغ تو ویرونه می شه میرم ...................... فکر نکن که بی کـَس ام ....... کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم می رسه .................................. .................................. ............... .......
هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن تو هم این زهر تلخ نفرت و نوش کن آره تو راست میگی عشق بچه بازی نیست همون بهتر بریِ، مارَ م فراموش کن تو آبروی عاشقی رو پاک بـــــــــــــردی دارم جدی میگم برای مــــــن مــــــردی چقـدر ساده بودم که بـــــاورت کــــــــــردم عزیزم بودی و خونمو میخــــــــــــــــوردی تو که بردی و دوختی و بهونه ساختی اما بدون که تو عاشقــــــــی باختــــــی عشقو چه ارزونو مفت فروختــــــــــــی باختـــــــــی باختــــــــــی باختــــــــی یاد میگیرم از تو اینو که برم به یک بهانه اسم این کارو بذارم " راه حـــــلّه عاشقانه " توی اوج ِ اشک عشقــی، یاد میگیرم که بخندم هر کسی که باخت مهم نیست ، مهم اینه من برنده ام از تو آینه ساخته بودم ، به چه سادگی شکســــتی توی کا ر ِ ت مونده بودم اما ثابت کردی پـَســــــــــتی من به غصه وا نمی دم ، به تو هم بها نمیـــدم تو فقط یه نقطه بودی من تورو صدا نمیدم تو که بردی و دوختی و بهونه ساختی اما بدون که تو عاشقــــــــی باختــــــی عشقو چه ارزونو مفت فروختــــــــــــی باختـــــــــی باختــــــــــی باختـــی باختـــــی عشقو چه ارزونو مفت فروختـــــی باختی باختی باختـــــــی قربون برم خدارو دنیا چقدر کوچیکه مرز دیروز و امروز قد یه مو باریکه چه خنده داره حالت ، دلم برات می سوزه برگشتی که چی بشه فکر کردی که دیروزه؟؟! اونروزی که میرفتی اشکام چه ریزه ریزه ببین حالا چه جوری اشکات داره میریزه بی تفاوت میرفتی، پیش تو میشکستم حالا تو میشکنی و بی تفاوت نشستم اون روزی که روزت بود روزامو بد گرفتی حرفات تو گوش من موند یادت میاد چی گفتی؟؟ صدای تق و توق ِ استخونام شنیدی اما با طعنه گفتی: شتر دیدی ندیدی یادت میاد می گفتی هر چی که بود بازی بود ؟؟ طفلی دلم که حتی به بازی هم راضی بود ..!!! یادت میاد میگفتی پیر شدی و بریدی ؟؟ حالا من اینو میگم: که خیلی دیر رسیدی من از تو یاد گرفتم ، ساده گذشـتنارو یا آخرین کلامو نامه نوشتنارو من از تو یاد گرفتم برم به یک بهانه اونم بشه سکانس آخر عاشقانه!! حالا برو از اینجا برو هر جا تونستی دور شدی از خیالم تو خودت اینو خواستی یه روز بهم میگفتی عشقم خیال و رویاست نوبتی ه م که باشه " این دفعه نوبت ماست.....!!! " رضا صادقی ( دلم برات میسوزه) نمی تونم ببخشمت دور شو برو نبینمت تیکه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت هزار و یک رنگی بدون، دروغ و نیرنگی بدون واسه دل عاشق من ، بد نامی و ننگی بدون راهمو کج کردی عزیز، عشقمو رد کردی عزیز خودت ندونستی چی کردی ، با ما بد کردی عزیز یادت میاد گفتم بهت : اگه نمیشی مرهمم تروخدا زخمم نشو که تیکه پاره است بدنم تو عین ناباوریام تو هم شدی یه زخم نو هیچ نمیخوام مثل تو شم از جلوی چشام برو راهمو کج کردی عزیز، عشقمو رد کردی عزیز خودت ندونستی چی کردی، با ما بد کردی عزیز آره راهمو کج کردی .... بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره ما که رفتیم بعد ما تازه میدونی کی دوستت داره روتو کم کن دیگه تحفه ام که نیستی بخدا تمومش کن افه ها تو، بس کن این همه ادا مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت؟ که تو اینجور با ما بد تا میکنی ای بی معرفت راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت به خدا عشقی که ذلـّّت بیاره کشکه عزیز جونه هر چی مـَرده اینقد دیگه آبرو نریز گفته بودم نفسی برام، میرم تا آخرش نفسی که حرمتم رو بگیره می بـُرَ مـِش دیگه اون دنیای پر رنگو چلچراغت نمیخوام واسه رو کم کنی ات هم شده سراغت نمیام قاطی کردم بد رَقــَم ، میخوام که قیدت بزنم میخوام این دندون عاریه رو از ته بـِکـَنـَم عشقی که ما پیِ ِ شیم بی شیله پیله ، صادقه ..............صادقه بابا بی خیال رضا صادقی
خوش اومدی بی وفا دیگه دوست ندارم فقط از روی عادت تو رو به خدا می سپارم جایی برات نمونده تموم نقشه هات رو این دل خسته خونده برو دنبال کارت گلای مریمت رو دیگه دلم نمی خواد که یار من تو باشی تو خوب باشی یا که بد باید از اینجا پاشی جا زدی و گذاشتی منو تنها تو جاده رد شدی از کنارم مثل غریبه، ساده من قلب عاشقت رو نمی شکنم با تیشه گرچه تپش های اون برام مثال نیشه زود باش برواز اینجا دیگه شدی فراموش چراغ عشقمون هم آهسته می شه خاموش تو خیال کردی بری دلم برات تنگ می شه؟ باغ خونه بی تو خشک و بی رنگ می شه؟ فکر می کردی که بری دلم پر از رنج و غمه؟ بعد تو رنگ گلا رنگ سیاه ماتمه؟ تو خیال کردی بری دلم برات تنگ می شه نمی دونستی دلم فکر نکردی می تونم تو رو فراموش کنم مثل بادی بوزم شعله ات و خاموش کنم راه بین من و تو دورترین فاصله شد برای به هم رسیدن دل من بی حوصله شد حالا امروز دیگه من دیگه حتی دل من
چند تا شمع روشن می کنم و موسيقی آرام تنهايی و تاريکی و عود و گل ...................... حسش قابل توصيف نيست عاليه عالی رها می شی و اوج می گيری سبک سبک بی وزن بی وزن دور دور از هر چی ...................... زمان متوقف می شه و تنها چيزی که مطرح نيست زمانه فقط خودتی و خودت من وقتی با خودم خلوت می کنم حظ می برم ....................................................
ای از عشق پاک من همیشه مست فارغ از این دل که پای تو نشست سنگ بودی ، کیمیایت شد دلم از تو باری شد به روی مشــــــکلم ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم به دســـــت بارهم این کودک احساس من زیر بارانهای اشک من نشـــــست در دل آتش نشستن،کار آسانی نبود راه را براشک بستن،کارآسانی نبود با غروری هم قد و بالای بام آسمان بارها درخود شکستن،کارآسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شـــــــکست من تو را آسان نیاوردم به دست من تو را آسان نیاوردم به دست
RSS
تو همه وجود منی غم تو غم من است غم من غم تو است ما کنار هم می مانیم.
اگر رویاها بمیرند زندگی پرنده بال شکسته ای می شود که قادر به پرواز نیست
کسی در باد میخواند تو را تا اوج میخواهم برای ناز چشمانت چه بی صبرانه میانم دلم تنگ است وبی یادت در این غربت نمی مانم تو هستی در وجود من تو را هرگز نمیرانم
نمیدونم چرا ولی بازم دوستت دارم
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
آیا عاقبت ما آدمای گناهکار اینه؟؟؟
عاشق اَم عاشقاي قديم از همين ِ كه عاشقاي اين زمونه، نفرين ِ درختا ر ُ دست ِ كـَم نگير!●
در سال های پس از انقلاب، ميان 1360 و 1368 و شايد به سبب ترانه های غميادانه (نوستالژيک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بيرون از ايران افزوده می شد، هر چند که در خود ايران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود. |
About![]()
نفس اگر توان نداد مرا دوباره جان نداد.به این همیشه ناتمام زمان اگر امان نداد.تو جان من باش و بگو زبان من باش و بگو.بر سر گلدسته ی عشق اذان من باش و بگو.بگو که مثل من کسی به پای عشق سر نداد Archivesهفته دوم خرداد 1388هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته سوم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 Links
دلشکسته تنها |